دانلود انواع کتاب در زمینه های گوناگون

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

۲ مطلب با موضوع «با هم بخندیم به هم نخندیم» ثبت شده است

حکایت بهلول و ندیم خاص خلیفه

یکی از ندیمان خاص خلیفه از محلی می گذشت، ندانسته تنه ای به بهلول زد، سپس عصبانی شد که: می دانی من که هستم؟گفت: آری، خوب می دانم، چون قبلا تو را دیده ام. پرسید: در کجا؟ گفت: در دارالمجانین. ندیم بانگ زد: دیوانه، من در بارگاه خلیفه ام و ندیم خاص او هستم. بهلول گفت: من هم همین را عرض کردم.

                                                  

  • سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۵
  • ۱۴

خدایا کارت درست است

شخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و  می گفت: " خدایا! همه کارهایت درست است، فقط نمی فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لایه بته های کوچک! " با خدا درد دل می کرد که ناگهان بادی وزید و گردویی روی صورتش افتادو از بینی اش خون آمد. او به خودش آمد و گفت: " خدایا کارت درست است " 

 

  • يكشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵
  • ۱۳