تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


بعضی ها واقعاً اردنگی لازمند


جای این جماعت بودم صندلی رو از زیر یارو می کشیدم خواب از سرش بپره...:)

ولی چه میشه کرد کلاً ما جماعت سربه زیری هستیم...:)



نظرات (۲۳)

  • شیکسون (^_^)
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۳:۲۱
    اما در بعضی مسائلِ پوچ و بیهوده ی دیگر همچین سر به زیر هم نیستیم، در فضای مجازی و زیر پستهای افراد مشهور اینو خوب نشون میدیم...
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۳:۲۴
      من از فضولی دارم می میرم...:)
      دقیقاً  بگید جریان چی بوده...

  • سیّد محمّد جعاوله
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۳:۲۳
    خوب اگه اینکارو بکنن برگه امضا نمیشه
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۳:۲۵
      بدبختی این جماعت هم همینه دیگه...
      نمی بینید چقدر مظلوم شدن...
  • مجید یارگیو
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۳:۳۱
    با تو ای خواب شبی باز در این خانه نشستم
    همه شب خیره شدم ثانیه ای چشم نبستم
    شوق یک چُرت  پدیدار شد اندر رخ زردم
    باز افزود دو صد درد به دردم
    یادم آمد که شبی با تو در این خانه نشستم
    اولین بار در آن شب که یک پرونده به دستم
    پرونده   همی باز کردم و بستم
    یادم آمد تو به من گفتی از این خواب حذر کن
    لحظه ای چند بر آینده نظر کن
    آه آینده برای تو گران است
    تو که امروز نگاهت به یک امضاء نگران است
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۳:۴۸
      :))
      کلاً با قالب شعر فریدون مشیری کلی حال کردیدا...
      آی آی اگه بنده خدا زنده بود و می دید چه به روز شعرش  اومده...
      کلاً زیر و روش کردید یه عمارت جدید زدید دیگه...:)
      عالی بود دوست عزیز لذت بردم...
      آفرین بر شما...

      آه آینده برای تو گران است
      تو که امروز نگاهت به یک امضاء نگران است

      دقیقاً

  • شیکسون (^_^)
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۳:۳۲
    منظورم فحاشی ها و توهین ها در فضای مجازیه، که مثل آب خوردن انجام میدن، از صفحه مسی بگیر تا اون مجریه جام جهانی و اخیرا اینستاگرام دیکاپریو و همین دو شب که از برنامه خنداونه خوششون نیومده و زیر پستهای رامبد جوان از خجالت خودش و مهمونهاو مادر و پدرشون دراومدن...
    (حالا اینکه برنامه واقعا توی این 2شب کسل کننده شده به کنار...)

    من نمیدونم این آدما خانواده و پدر مادر ندارن که یکم تربیت شده باشن؟!!
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۴
      حق با شماست...
      متأسفم که به این راحتی آوازه خوش فرهنگمون رو به حراج گذاشتیم...
      اون هم در منظر جهانیان...
      به نظرم کمی باید آستانه تحملمون رو بالا ببریم...
      همه نظرات و عقاید رو بشنویم...
      موافقم بعضی جاها واقعاً زیاده روی می کنیم و البته گستاخی...
      باید یه فکر اساسی برای این معضل رو به رشد کرد...
      مرسی از توجه و توضیح دوبارتون...
  • ❤منتـــظر المهدی 313❤
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۳:۴۱
    سرکار وخواب ! الله اکبر
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۴:۰۲
      تازه خواب یکی از این معضلاته...
      خوردن صبحانه و نهار و میان وعده ،در اتاق کار رو قفل کردن و با تلفن شخصی حرف زدن و ووو...
      نگین که تا حالا برخورد نداشتید...:)
  • ابراهیم ...
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۳:۴۸
    اونایی هم که بیدارن با حالت طلبکارانه برخورد می کنند و این قدر سر مسائل ساده ، سنگ جلوی پای آدم میندازن تا کار راه نیفته . از توی دانشگاه که انتظار میره شرایط بهتر باشه ، گرفته تا سایر اداره ها.همین دیروز توی دانشگاه یه تعدادی  5 ساعت ، دنبال یک امضا برای گرفتن خوابگاه در تابستون بودند که با کلی منت مسئول آموزش ، امضا را گرفتن.تازه کلی کار دیگه هم مونده که باید انجام بدن.
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۴:۱۶
      سپاسگزارم
      دقیقاً...
      گفتید دانشگاه...
      سر خودم اومده...چند سال پیش برای ثبت پرپوزالم کارمند بخش آموزش دانشگاه وسط ماه رمضان اشکم رو درآورد...
      دانشگاهم 4 ساعت با محل سکونتم فاصله داشت...توی اوج گرمای تابستون به خاطر لجبازی و عصبانیت اون کارمند دست از پا درازتر برگشتم و کارم انجام نشد...فقط یه امضا لازم بود...
      دم افطار به من زنگ زد و عذرخواهی کرد که کارم رو انجام نداده...ولی چه فایده...
      دوست عزیز متأسفانه از این دست ماجراها تقریباً برای هر ایرانی اتفاق افتاده...
      باید طی بخشنامه های اداری یک ضرب العجل درست و حسابی برای برخورد با تخلفات اداری تدوین و اجرا شود...
      و به صورت جدی با خاطیان برخورد بشه...
  • نایب ..
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۴:۰۶
    تکریم ارباب رجوع یعنی همین...!!
    مصداقش را در سازمان های دولتی فراوان می توان یافت...

    رنگ بنفش هم که این روز ها نماد اعتدال است و همین دیشب جناب روحانی فرمودند: نباید انتظارات مردم را بالا برد. فقط باید به مردم وعدۀ امید بدهید...
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۴:۲۳
      بله متأسفانه...
      مگر وعده خالی نون و آب می شود برای مردم؟؟؟!!!
      عجب!!!
      به بعضی سخن ها فقط باید یک پوزخند زد...

  • علی رحمانی پور
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۴:۳۴
    بذارید من در این مورد هیچی نگم وگرنه دیگه کلا جمم میکنن.
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۴:۴۰
      ای بابا چرا؟!...
      مگه چی میخواید بگید ؟!...
      ما که در عمل نمی تونیم کاری کنیم حداقل اینجا بگیم قدری سبک شیم....
      حالا شما هم هرچه دل تنگت می خواهد بگو...
      نهایتش یه جمع کردنه دیگه...:)
  • خمار مستی
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۴:۵۲
    هیچکدوم احترام به همدیگه رو یاد نگرفتیم!
    وگرنه چطور یه کارمند ب خودش اجازه میده به ارباب رجوع بی احترامی کنه؟
    تو همه بخشای جامعه هم هستا
    فقط ادارات منظورم نیست
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۵:۰۲
      بله با فرمایشتان کاملاً موافقم...
       دوستی در یکی از پست های من فرمودند اگر هر کدام از ما از خودش شروع کند...همه چیز حله...
      تک تک افراد در قبال هم موظیم...
      هرکس در هر جایگاهی وجدان کاری داشته باشد...
      همه معضلات حل خواهد شد
      سپاسگزارم

  • بید مجنون
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۶:۳۹
    سلام دعوتید طاعات قبول 
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۶:۴۶
      سلام
      سپاسگزارم
      طاعات شما هم قبول
      کجا دعوتم؟؟؟
  • بید مجنون
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۷:۴۵
    سلام این وبلاگم برا فایلای تدبر در قران 
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۸:۰۳
      بسیار سپاسگزارم
      باعث افتخار من است
      حتماً
  • دلقــ ــک
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۷:۴۹
    آره متاسفانه همین طوره ...
  • نـــای دل
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۱۷:۴۹
    ادارت ساعت 7 و نیم هست طرف کارمند ساعت 8 و نیم هنوز نیومده..

    حرف زیاده...
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۱۸:۰۵
      بله این هم یکی از قصوراتشونه...
      متأسفانه...
      سپاسگزارم
  • AR RA
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۲۰:۰۹
    واقعنی حقشه که بزنی تو گوشش -ـ-

    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۰ خرداد ۹۵، ۲۳:۰۰

      توی گوشش نه...

      من اینجوری دلم خنک نمیشه...

      همون اردنگی خودم  حقشه...:)

  • مینا سیدیان
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۲۳:۲۶
    مشکل در خواب آن مسئول نیست در سربزیر بودن افراد در صف با وجود خواب بودن اوست . البته این نه از نجابت بلکه از ناگاهی آنها به نظر می آید . مشکل اینجاست.
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۱ خرداد ۹۵، ۰۰:۰۵

      خانم معلم عزیز از حضورتان سپاسگزارم ...:)

      من هم عقیده دارم در مقابل رفتارهای ناشایست نباید سکوت کرد...

      باید حقمان را فریاد بزنیم تا عده ای آن را لگدمال نکنند....

  • (ک) (شباهنگ)
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۲۳:۳۸
    آن وقت به اتهام توهین به مقام شامخ مسئولین..
    باید به هزار و یک سازمان مربوطه پاسخ گو..و
    در دادگاه محکوم به یک واژه جدید جرم شویم..
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۱ خرداد ۹۵، ۰۰:۰۰

      سلام استاد

      افتخار دادید...

      مدتی نبودید...

      جای کامنت های شما خالی بود در پست های اخیرم...:)

      فرمایشتان کاملاً صحیح است...

      استاد! من که ترجیح میدم محکومیت ابدی شامل حالم بشه ولی زیر بار ظلم و زور نرم...

      گاهی اوقات با خودم عهد میبندم  سکوت کنم در مقابل برخی چیزها...

      اما باز نمیتوانتم...:)

      سپاسگزارم از حضورتان

  • یا فاطمة الزهراء
    جمعه ۲۱ خرداد ۹۵ , ۰۱:۴۰
    این یه ضربه مرگ بروسلی میخواد
    + امروز سر نماز مغرب یهویی یادت افتادم کلی دعات کردم :) 
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۱ خرداد ۹۵، ۰۴:۰۲

      به به...سلام...

      منظورت همون اردنگیه دیگه؟...:)

      دست شما درد نکنه دیگه ...بعد اون همه سفارش تازه یهویی اومدم توی یادت...:))

      مزاح بود...مرسی عزیزم...من خیلی سعادتمندم که یه همچین موقع خوبی وقت نماز  در یاد تو بودم و برام دعا کردی...

      خیلی بهش محتاجم...

      الهی خیر از جوونیت ببینی دخترم....:))


  • منتظر ....
    جمعه ۲۱ خرداد ۹۵ , ۰۳:۵۴
    چی میشه گفت برای این همه کم کاری که دیگه داره برای مردم عادی میشه وقتی کسی رو میبینن که کارش رو درست انجام میده تعجب میکنن و میگن عجب آدم خوبی بود انگار نه انگار که همه وظیفه دارن کارشون رو درست انجام بدن/:
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۱ خرداد ۹۵، ۰۴:۰۷

      چند وقت پیش کار بانکی داشتم...به یکی از شعب بانک رفتم...

      اون روز سرشون خیلی شلوغ بود...ولی کارمندان اون بانک انگار صبر ایوب داشتند...

      همه بدون استثناء با روی خوش و حوصله فراوان با ارباب رجوع برخورد می کردند....

      برام اینقدر عجیب بود که به قول شما پیش خودم فکر می کردم  چقدر اینها آدم های خوبی هستند...

      بارها از اون کارمندها یاد کردم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی