تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


احمقی به عیادت بیماری رفت، چون خواست برخیزد به خانواده بیمار  گفت: این دفعه مثل آن بار نکنید که فلان مریض شما فوت کرد و مرا خبر نکردید که در تشییع جنازه او شرکت کنم!


احوالات بعضی از ما هم (بیشتر خودم را عرض می کنم) کم از این عیادت کننده  نادان ندارد...


گاهی وقت ها به جای اینکه مرهمی بر نگرانی ها و دلتنگی های افراد باشیم ...


نمک به زخم هستیم...


نمونه اش در کامنت های ما در فضای مجازی نمود پیدا می کند...


خود من الان که فکر می کنم بارها پیش آمده در پست های دوستان به جای اینکه حال و روزشان را درک کنم و دلداریشان بدهم  نمک پاشیده ام بر زخمشان...


البته به زعم خودم برایشان دل سوزانده ام ...


  اما حال آن لحظه شان را درک نکرده ام...


ای کاش! در مناسباتمان با افراد کمی دقت کنیم....




نظرات (۱۹)

  • خمار مستی
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۳:۱۱
    نکته ی به جایی گفتید.
    هم لطیفه ی ابتدای پست جالب بود، هم اندرزِ بعدش ;))))
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۸:۳۴

      از توجه و دقت نظرتان سپاسگزارم

      :)

  • بانوی دی ماه
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۳:۴۳
    دقیقااا   
    دیگه این ممنون ها و متشکرها به جای خودش که دیوانه کنندس
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۸:۴۶

      به نکته خوبی اشاره کردی...:)

      ای کاش دوستان وبلاگ نویس هم در کامنت ها و هم در پاسخ به کامنت ها مطالب را تجزیه و تحلیل کنند...

      یه جورایی با هم تبادل اندیشه داشته باشیم...

      نه تبادل تعارفات مرسوم: مثل سپاس تشکر ممنون + و...

      خلی جالبه میری مطلب یک وبلاگ رو مطالعه می کنی وقت میگذاری یک کامنت غرا هم برای اون پست میگذاری ...

      بعد نویسنده  وب در پاسخ به شما به کلمه سپاس بسنده می کند...

      به نظرم هدف اصلی وبلاگ نویسی تبادل اندیشه است...

      بهتر نیست سعی کنیم حرفی برای گفتن داشته باشیم...

      ولا بعضی از این سپاس ها و تشکرها از ناسزا هم بدتر است...


  • شیکسون (^_^)
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۳:۴۹
    عجب دلداری داده بهشون :)))))
    موافقم، لایک!
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۸:۴۷

      :))

      من خودم از این مدل دلداری ها دادم...

      آدمیزاده دیگه ...:)

      مرسی

  • سیّد محمّد جعاوله
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۳:۵۸
    توصیه کرده
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۸:۴۹

      بله دیگه ...

      طرف نخواد بمیره با توصیه این فرد دق مرگ میشه...:) 

  • mahdis ^_^
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۴:۰۸
    حرفتون متین ومنطقیه
  • یا فاطمة الزهراء
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۶:۱۵
    ای نادان نمک پاش :)) 
    ولی راست میگی خود منم اینجوری کردم :|
    به قول بابام تف به جد و آباده و لعنه :)) با لهجه ترکی بخونید مخاطبشم فرد خاصی نیست تیکه کلامه :)) 
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۸:۵۶

      :))

      شما لطف دارید...:)

      با بابات موافقم...

      در مورد خلاصه نویسی پست ها مزاح کردم...

      مارمولک گوگولیه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

      دیگه حرفی ندارم...:)

  • Dr Ahmadi
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۶:۳۶
    باید تو گفتنه حرفامون دقت داشته باشیم....

    آره واقعا بعضی وقتا آدم یه چیزی از دهنش درمیاد که نتنها طرفه مقابلت رو آروم میکنه بلکه بیشتر از درده خودش آزارش میده...
    کاش ما ازین آدما نباشیم....
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۹:۰۰

      سپاسگزارم

      شما در قالب الفاظ و عبارات بهتری به مطلب اشاره کرده اید...

      حقیقتاً باید مواظب باشیم...

      من چند وقت پیش درمورد فردی سهل انگاری کردم...

      امیدوارم به دل نگرفته باشد...

  • مجید یارگیو
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۷:۲۲
    ا دوست چرا به یاد غیری باشیم
    همت طلب بلندسیری باشیم

    وقتی صلوات بر نبی کار خداست
    بگذار شریک کار خیری باشیم
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۱۹:۰۱

      :)

      قشنگ بود

      سپاسگزارم که افتخار دادید با این شعر زیبا...

  • ته تغاری
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۷:۴۲
    کاملا درست میگید....
    موافقم....
  • ته تغاری
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۱۷:۴۳
    کاملا درست میگید....
    موافقم....
  • (ک) (شباهنگ)
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۲۰:۴۱
    درود بر شما..
     وقتی سرباز بودم در زمان گذشته در راهروها
     یک کاریکاتور عکس سرباز بود که بر دهان او 
     قفلی زده بودند..و کلید آن قفل را در مغز جای
     داده بودند..بین معنی که قبل از حرف از دهان بیرون آید
    به عقل و مغز مراجعه کنی و اگر حرفت درست بود
     عقل کلید را بتو میدهد..وگرنه سکوت کن ..و چیزی نگو..
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۲۲:۲۰

      چشم استاد

      من سعی می کنم از این به بعد به فرمایش شما عمل کنم...

      مثال به جا و قشنگی بود...

      البته سکوت کردن کمی سخت است...

      ولی به نظرم بهتر از آن است که کسی را دلگیر کنیم...

  • بوی یاس ....
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۲۲:۱۴
    سلام. دقیقا
    چیزی که امروز من تجربه کردم و از درد زخمش اشکام جاری شد
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۲۲:۲۴

      سلام عزیزم

      ای جانم ...

      فقط بگو کی اشکات رو درآورده من خودم خدمتش می رسم...

      همچین میشورمش از بند آویزونش می کنم...:)

  • (ک) (شباهنگ)
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ , ۲۲:۲۵
    سلام روشا بانو..
    مثل ابنکه منظورم را درست بیان.نکرده ام..
    من جسارت خدای ناکرده به شما و یا به کسی دیگری را 
    هرگز بخودم اجازه نمیدهم..
    من منظورم به پست و سخن نابجا گفتن بود ..
     که قبل از سنجیدن سخن حرفی را زده است..
     من پوزش میخواهم اگر باعث سوء تفاهمی شده ام ..
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۷ خرداد ۹۵، ۲۲:۴۵

      سلام استاد

      :)

      من فرمایش شما را کاملاً متوجه شدم...

      جنابعالی بزرگوارتر از این حرفا هستید که بنده از سخنان به جای شما سوء برداشت داشته باشم...

      اگر در پاسخ به کامنت شما خود را مورد خطاب قرار داده ام بدین جهت است که خود من به سبب رک گویی ام از این دست اشتباهات زیاد دارم...

      خیالتان آسوده هیچ گونه سوء برداشتی از کامنت زیبای شما نشده است...:)

  • یا فاطمة الزهراء
    جمعه ۲۸ خرداد ۹۵ , ۱۳:۰۱
    ^_^
    خدا رو شکر که دوست داشتی و به طومار عادت کردی :دی
    گفتی دوست داشتم یاد فرانسوا حسین افتادم با یه لهجه بانمکی میگه دوست دارم
    داستان چیه؟ :)) خود خود واقعیت بود :) 
    جدایی که چیز عجیب غریبی نیست و مسلمون نبودن مادرم هم دیگه شانس منه :)) 
    لطف داری عزیزم خیلی تحویلم نگیر مغرور میشم چون هنوز کامل مثل باورام نشدم هنوز کلی راه در پیش دارم دعا کن برام
    +
    :دی منم جدی نگرفتم :)) ولی بی شوخی اصلا نمیتونم خلاصه نویسی کنم دوست ندارم
    مارمولک عشقه من دوست دارم مثل حیوون خونگی ازش نگه داری کنم حیف بقیه نمیذارن :)) 
    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۸ خرداد ۹۵، ۱۹:۰۴

      بهتره مغرور نشی از آدم های مغرور خوشم نمیاد خانوم...:))

      در مورد مارمولک هم اصلاً با هم تفاهم نداریم...:)

      اییییییییییییی



  • AR RA
    جمعه ۲۸ خرداد ۹۵ , ۱۶:۰۵
    بعضی ها خیلی ملاحظه هستن و رو چیزی که میگن اصلا و ابدا فکر نمی کنن. والا بخدا :)

    • author avatar
      جنگل سفید
      ۲۸ خرداد ۹۵، ۱۹:۰۸

      بله همینطوره...

      البته بعضی ها هم کم دقتند و منظور خاصی ندارند...

      در هر دو حالت باعث آزردگی خاطر طرف مقابلشون میشه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مهربان ترین ! هوایم را داشته باش؛ حتی زمانی که تو را فراموش می کنم.


نویسندگان