دانلود انواع کتاب در زمینه های گوناگون

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

  • /

    جنگل سفید

دانلود کتاب صوتی من زنده ام(معصومه آباد)


«من زنده ام» یکی از پرفروش ترین کتاب های ایران در سال 93 روایت هزار و یک شب اسارت معصومه آباد به همراه سه بانوی ایرانی دیگر در اسارتگاه های عراق است. این برای نخستین بار است که یکی از این اسرا خاطرات خود را با شرح و تفصیل و به دور از اجمال بیان می کند. این اثر پس از تقریظ رهبر معظم انقلاب مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. سادگی، جذابیت و شیرینی روایت و در عین حال حوادث تکان دهنده کتاب را از عمده دلایل جذب مخاطب به سمت این اثر می توان برشمرد.

این کتاب در حوزه اسارت و بخشی از خاطرات نانوشته 4 بانوی اسیر ایرانی به نگارش در آمده تا پاسخگویی بسیاری از سوالات بدون پاسخ در حوزه اسارت بانوان ایرانی در زندان های رژیم بعثی در دوران هشت سال دفاع مقدس باشد...
سی و چند روز بیشتر از حمله ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی ها اول که ماشین شان را محاصره می کنند، از خوشحالی پایکوبی می کنند و پشت بی سیم به فرماندهان شان اعلام می کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می گویند از نظر ما شما ژنرال های ایرانی هستید!
عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی خبری مفقودالاثری برای خانواده اش یا هر کسی که می توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده ام. معصومه آباد.»
کتاب از هشت فصل تشکیل شده است:
* کودکی
* نوجوانی
* انقلاب
* جنگ و اسارت
* زندان الرشید بغداد
* انتظار
* اردوگاه موصل و عنبر
* عکس و اسناد

گزیده کتاب:

خانم آباد در کتابش نوشته است: «نمی خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می ترسیدم. نمی توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه ی امام حسین می خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب...
وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن ها تشر زدند که چرا جا باز می کنید و روی دست و پای هم نشسته اید؟ و با اسلحه هایشان برادرها را از هم دور می کردند. نگاه های چندش آور و کش دارشان از روی ما برداشته نمی شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل های پرپشت و با لهجه ی غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می گن اسمال یخی، بچه ی آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هرخطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و با غیرت و شرف مردن برای ما افتخاره. دست به سبیلش برد و یک نخ از آن را کند و گفت ما به سبیلمون قسم می خوریم. چشمی که ندونه به مردم چطور نگاه کنه مستحق کور شدنه. وقتی شما زن ها رو به اسارت می گیرید یعنی از غیرت و شرف و مردانگی شما چیزی باقی نمونده...»


معصومه آباد می گوید: «با خودم عهد بستم که حقیقت را هم چنان که دیده و شنیدم بدون اغراق بگویم. مبالغه آفت حقیقت است. آن جایی که گریه کردم، می گویم گریه کردم و آن جا که ترسیدم، می گویم ترسیدم!» لحن اثر پا به پای احوال نویسنده و عرصه های مختلفی که تجربه می کند پیش می رود. گاهی که راوی و نویسنده ی اثر عصبانی یا رنجور است، کلمات و توصیف ها از همین جنس اند.
شاید از همین رو کتاب پر از رخداد و جزئیات است و این سؤال را به ذهن می آورد که چطور این حجم از توصیف و تصویر به یاد نویسنده مانده است؟ خانم معصومه آباد خود می گوید در طول ۱۹ سال بعد از آزادی تا سال ۱۳۹۲ از خاطراتش فرار نکرده و جا به جا و در مراسم های مختلف به دعوت جوان ها، دانشجویان و هر جمعی که دنبال شنیدن رخدادهای مستند آن روزهای سخت بودند، به سخنرانی و بیان خاطراتش پرداخته است.
نویسنده از کودکی خود و دوره ای شروع به نوشتن می کند که اولین تصاویر و خاطرات را در ذهن دارد. دو فصل ابتدایی کودکی و نوجوانی شاید حجم کتاب را افزوده باشد، اما این قدر هست که مخاطب با شخصیت نویسنده خوب آشنا می شود. هرچه باشد او یک نیروی مردمی داوطلب بوده است و برای او خانه و کودکی اش اهمیت مضاعفی دارد.
خانم آباد در ابتدای کتاب نوشته است: «سال ها بود سنگینی کلمات را بر شانه می کشیدم و هر روز خسته تر و خمیده تر می شدم. یک روز که قدم زنان با این کوله بار سنگین از پیاده رو خیابان وصال می گذشتم، به آقای مرتضی سرهنگی – گنجینه ی معرفتی شهدا، جانبازان و آزادگان - برخوردم. از حال من پرسید. گفتم هرچه می روم و هرچه می گذرد این بار سبک نمی شود. گفت باری که روی شانه های توست فقط از آن تو نیست. باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی. آن وقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه ی زنان کشورمان خواهد درخشید.»
شاید نویسنده ی این کتاب یک نویسنده ی حرفه ای نباشد؛ شاید نقدهایی به ادبیات و سبک بیان خاطراتش بتوان مطرح کرد؛ ولی هرچه هست خواننده در متن مهلت فکر کردن به اتفاقات و تحلیل ها را پیدا می کند. خواننده در طول کتاب احساس می کند با یک زندگی نامه ی خودنوشت صادق طرف است. واقعیت این است که هر کسی موقع ورق زدن کتاب و لا به لای خطوط آن دو احساس «اندوه و غم» و «عزت و افتخار» را توأمان تجربه می کند و جاهایی از کتاب را از پشت پرده ی اشک خواهد خواند.

نام کتاب:من زنده ام
نویسنده:معصومه ی آباد
موضوع:ادبیات جنگ

فرمت:mp3
کیفیت:۳۲ kbps
حجم:۲۴۳ مگابایت




دسته بندی :
 کتاب صوتی

دیدگاه ها [ ۲۷ ]

رسانه بلندآوا
رسانه بلندآوا
http://bolandava.ir/post/820

کپی برداری از مطالب این سایت با ذکر نام نویسنده و نام سایت مجاز است .
حجمش خیلی زیاده
بله متاسفانه... تازه فایل فشرده شده است ...
کتاب بسیار خوبی است ارزش دانلود دارد حتی با حجم بالا...
قیمت کتاب در بازار بیشتر از 20 هزارتومان است...
سیّد محمد جعاوله
دانلود می کنم حتما
متشکرم
سپاسگزارم...
 امیدوارم مفید واقع شود...
موفق باشید...
اگه سر عت نتم یاری کنه دان لودش می کنم :))
تشکر عزیزم...
موفق باشی
عالییییه
مرسی دوست من...
طاها میرویسی
کتاب خوبیه ولی خیلی طولانی!
سپاسگزارم...
بله کتاب بسیار خوبیست...
ارزش وقت گذاشتن دارد...
ابوالفضل نخعی
بسیار عالی
+
سپاسگزارم دوست عزیز...
دست شما درد نکنه
پایی که جا ماند هم کتاب عالی هستش
خواهش می کنم...
بله کتاب پایی که جاماند اثر سید ناصر حسینی کتاب فوق العاده ای هست...
ایشان از ناحیه یک پا جانباز هستند... در نوجوانی اسیر می شوند و تا جوانی در بند اسارت بعثی ها ...
به دوستان توصیه می کنم این کتاب را هم مطالعه کنند کتاب پایی که جاماند پارسال در نمایشگاه تهران جز پرفروشترین کتاب ها بود...
سلام:دوست عزیز حتما  می خونمش 

تشکر بابت  معرفی این کتاب
سلام...
بسیار سپاسگزارم...
موفق باشید.
ستاره ی باران جاودان
نویسنده و انتشارات کتاب راضی هستن؟ دانلود نکنیم حروم باشه :|
:)
 دوست عزیز ...
بنده اگر وزیر ارشاد بودم کاری می کردم همه کتاب ها مجانی در دسترس افراد جامعه قرار گیرد...
این کتاب را جوانان به راحتی دانلود کنند و محتوای آن را مطالعه کنند بهتر است یا اینکه به جهت قیمت بالا در کتابفروشی ها خاک بخورد...
سپاسگزارم دوست من...

ممنونم ازتون
:)
خواهش می کنم دوست عزیز...
موفق باشید.
کتاب هایی که معرفی میکنی رو خیلی دوست دارم , مرسی :)
:)
مرسی عزیزم... شما به من لطف دارید...
خوشحالم کتاب ها رو می پسندی...
موفق باشی.
+ قبل ترها خواندمش، ارزشش را دارد...
بله همینطوره...

سپاسگزارم.
مرسی ازحضورررررت
خواهش می کنم دوست من... :)

حجمش زیاده یع ذره
بله عزیزم متاسفانه حجمش مقداری بالاست ...
ولی ارزش مطالعه دارد...
موفق باشید.


آدرس وب جدیدم اگر مایل بودید دنبال کنید تشکر..

raminpazoki1.blog.ir


سلام
همچنین چندخط هم که خوندم به شدت ناراحتم کرد.
حالا چطور همه کتاب رو بخونم.
البته کتاب باارزش و خوندنیه 
یا علی مدد
سلام ...
سپاسگزارم...
بله متاسفانه این کتاب و به طور کلی آثاری که در حوزه ادبیات جنگ منتشر می شود کمی روح و روان آدمی را آزار می دهد...
بعضی افراد روحیه حساس تری دارند و مطالعه آثاری از این دست کمی برایشان سخت تر است... درک می کنم چون خود من هم همین احساس را دارم...
ولی برای آگاه شدن از واقعیت های تلخ این دوره چاره ای نیست...
در هر حال امیدوارم مفید واقع شود...
موفق باشید.
بسیار عالی
لطف دارید دوست عزیز...
علی رضا عظیمی راد
سلام
کتاب خیلی خوبیه، توصیه می کنم حتما بخونیدش
در ضمن اگه محجبه را می پسندید با وارد شدن به لینک زیر به اون رای بدید
متشکرم
http://weblogiha.blog.ir/1395/01/13-1
تشکر از شما...
حتما...
کتابش را اواخر پارسال خواندم
یک چیزی فراتر از فوق العاده است.
مدتی است می خواهم در وبلاگم معرفی ش کنم فقط گیر چطور نوشتن در موردش مانده ام.
سپاسگزارم...:)
بله کتاب که واقعا عالی است...
فکر می کنم بهتر است که کتاب را خیلی خلاصه نقل به مضمون کنید...
در معرفی کتاب هایی از این دست هرچقدر کار کنیم باز هم کم است...
موفق باشید...
کتاب قشنگ با محتوای عالی برای نسلی که از جنگ اسارت چیزی نمیداند
سپاسگزارم ...
بله دوست عزیز همینطوره...:)
 خوشحال میشم سربزنی
حتما دوست عزیز...
مهزیار کاظمی موحد
سلام
ممنون از زحمات شما در این وب سایت
مه زیار کاظمی موحد
از اظهار لطف شما سپاسگزارم...
آرش دامن افشان
آقا ممنو سر زدی به وبلاگ تیم ما...
وبلاگ بسیار پر محتوای دارید و دارید به ما کمک میکنید تا وبلاگستان رو دوباره آباد کنیم. موفق و پیروز باشید..
خواهش می کنم ... لطف دارید...
سلام دوست عزیز مرسی از کتابهای خوبی که رایگان قرار میدید:)
با افتخار لینک شدید:)))

مرسی از اظهار لطفتون...:)

شما به بنده محبت دارید.

وای چقد اینجا خوبه:)انقد دنبال این کتا بودم
ُSEPAS
تازه تموم کردم کتابشو.بی نظیر بود عالی بود.
آفرین به شما...؛)
بله حقیقتاً بی نظیره...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی